(سوال) آیا بنظر شما دیدن خداوند در قیامت در حقیقت به معنای صحبت کردن با او نیست؟
(جواب) ما تابع قرآن هستیم، و از آن عدول نمی کنیم، و یا آنرا با تفسیرهای عقلی و فلسفی و تاویلهای نادرست تغییر نمی دهیم، زیرا در وحله ی نخست باید تابع ظاهر آیات بود.
اما بر اساس آیات قرآن:
1- دیدن و روئیت خداوند در این دنیا برای انسانها ممکن نیست.
دلیل:
- قرآن کریم می فرماید: « لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ» (انعام 103).
یعنی: « چشم ها او را احاطه نمی کنند» یعنی: چشمها به کنه حقیقت او نمیرسند. لذا آنچه در اینجا نفی شده است، دریافتن و احاطه نمودن بر حق تعالی است، نه اصل رؤیت وی .
" علامه عبدالرحمن سعدی رحمه الله "
و خداوند متعال به پیامبرش موسی علیه السلام می فرماید: «وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَن تَرَانِی » (اعراف 143).
یعنی: «و چون موسی به وعدهگاه ما آمد» برای سخنگفتن با ما «و پروردگارش با او سخن گفت» یعنی: کلام خویش را بیواسطه و بدون کیفیت به او شنوانید. «عرضکرد: پرورگارا! مرا به خویش بینا کن تا بهسوی تو بنگرم». قتاده میگوید: «چون موسی کلام الهی را شنید، به دیدن وی نیز طمع بست و مشتاق دیدارش گردید». «فرمود» خدای سبحان «هرگز مرا نخواهی دید».
تعبیر « لَن تَرَانِی» مفید آن است که موسی خداوند متعال را در وقتی که طالب دیدن وی شد، ندید، اما دیدن حق تعالی در آخرت به احادیث متواتر به اثبات رسیده است، چنان تواتری که بر آشنایان به سنت مطهر پیامبرص مخفی نیست، هم ازاینرو، خداوند متعال نفرمود: «لن أری: من هرگز دیده نمیشوم» بلکه فرمود: (لن ترانی: تو مرا نمیبینی).
اما آن ها که می گویند (لَن) نفی ابدی است از نظر لغت دروغ و کذب است همانطور که الله تعالی از کفار خبر می دهد که « وَلَنْ یَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا» «هرگز آرزوی مرگ نمی کنند» سپس از آن ها خبر می دهد که «وَنَادَوْا یَا مَالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنَا رَبُّکَ» «و ندا می دهند ای مالک برای ما از پروردگارت بخواه که ما را بمیراند» در حالی که آن ها در آتش هستند.
2- دیدن خداوند متعال در روز قیامت ممکن است.
دلیل:
خداوند متعال به اهل رستگاری مژده می دهد و می فرماید: « وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» (قیامت 22-23).
یعنی: «در آن روز چهرههایی تازه و خرم» زیبا، باصفا، شاداب و روشن «است».
«نظرکنندهاند بهسوی پروردگار خود» یعنی: بهسوی آفریننده و مالک امر خود مینگرند و او را آشکارا به چشم سر میبینند. احادیث صحیح نیز متواترا بر این امر تأکید گذاشتهاند که بندگان در روز قیامت بی هیچگونه حجابی بهسوی پروردگارشان مینگرند آن گونه که بهسوی ماه شب چهارده مینگرند و این احادیث از صحت و تواتر بدان پایه قرار دارند که دفع و منع آنها ممکن نیست چنانکه ابنکثیر به نقل آن احادیث پرداخته و به دنبال آن میافزاید: «این مسأله بهحمدالله در میان صحابه و تابعین و سلف این امت رضی الله عنهم مسئله اجماعی است چنانکه در میان ائمه اسلام نیز مورداتفاق میباشد».
علامه عبدالرحمن سعدی در تفسیر خود آورده: « إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» برحسب مقام هایشان به پروردگار خود نگاه می کنند. برخی از آن ها هر صبح و شام به پروردگارشان می نگرند و برخی هر جمعه یک بار او را می بینند. پس آن ها از نگاه کردن به چهره و جمال خداوندی که هیچ چیز مانند آن نیست بهره مند میشوند. پس وقتی خداوند را می بینند نعمت هایی را که در آن هستند فراموش می نمایند و چنان لذّت و شادمانی به آن ها دست می دهد که قابل توصیف و بیان نیست و چهره هایشان تر و تازه می گردد. پس بر زیبایی شان افزوده می گردد. از خداوند بزرگوار می خواهیم که ما را از زمره آن ها بگرداند».
- « لِّلَّذِینَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِیَادَةٌ » (یونس / 26)
«نیکوکاران به جایگاه نیکی خواهند رسید و افزون خواهد شد».
گروه کثیری از صحابه و تابعین این فزونی را به رؤیت خداوند تفسیر نمودهاند. از جمله: ابوبکر صدیق، ابیبن کعب، کعببن عجره، حذیفهبن الیمان، ابوموسی اشعری، عبدالله بن عباس، سعیدبن المسیب، مجاهد، عکرمه، عبدالرحمن بن ابیلیلی، عبدالرحمن بن اسباط، حسن بصری، قتاده، ضحاک، سدی، محمدبن اسحاق و بسیاری دیگر از سلف و خلف که خداوند همه آنها را غریق رحمت گرداند.
برخی از روایاتی که صریحا بیانگر رؤیت خداوند متعال توسط مؤمنین است عبارتند است از:
از جرِیرِ بْنِ عبْدِ اللَّهِ رضی اللَّه عنْهُ وارد شده است که گفت: «کُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلّی اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم فَنَظَرَ إِلَی الْقَمرِ لَیْلَةَ الْبدْرِ، وقَال: « إِنَّکُمْ ستَرَوْنَ رَبَّکُمْ عِیاناً کما تَرَوْنَ هَذَا الْقَمرَ، لاَ تُضامُونَ فی رُؤْیتِهِ» (بخاری و مسلم).
«ما نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم بودیم و به ماه شب چهارده نظر نموده و فرمود: شما بزودی آشکارا پروردگار تان را خواهید دید، چنانچه این مهتاب را می بینید که در دیدن آن ازدحام نمی کنید».
در روایت دیگری پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:
« إِذَا دَخَل أَهْلَ الْجنَّةِ الجنَّةَ یقُولُ اللَّه تَبارکَ وتَعالَی: تُرِیدُونَ شَیْئاً أَزِیدُکُمْ؟ فَیقُولُونَ: أَلَمْ تُبیِّضْ وُجُوهَنَا؟ أَلَمْ تُدْخِلْنَا الْجَنَّةَ وتُنَجِّنَا مِنَ النَّارِ؟ فَیکْشِفُ الْحِجابَ، فَما أُعْطُوا شَیْئاً أَحبَّ إِلَیهِمْ مِنَ النَّظَرِ إِلَی رَبِّهِمْ » (روایتُ مُسْلِم)
«هنگامی که اهل بهشت به بهشت در آیند خدای تبارک و تعالی می فرماید: آیا چیزی می خواهید که برای شما بیفزایم؟ می گویند: آیا رویهای ما را سفید نکردی؟ آیا ما را به بهشت داخل نکرده و از دوزخ نجات ندادی؟ و حجاب و پرده برداشته می شود، پس داده نشدند چیزی که برای شان دوست داشتنی تر از دیدن پروردگار شان عزوجل باشد».
بنابراین ما باید دو مسئله را از هم جدا و تفکیک کنیم:
اول اینکه خداوند متعال در این دنیا دیده نمی شود، زیرا خداوند مردم را در این دنیا به گونه ای آفریده است که نمی توانند او را ببینند، و یارای دیدن خدا را ندارند. و این بیانگر آن نیست که مردم پروردگارشان را در بهشت نمی بینند. چون نصوص قرآنی و احادیث نبوی دلالت می نماید که اهل بهشت پروردگارشان را می بینند , و خداوند آنها را در آن دنیا به صورت کامل می آفریند به گونه ای که می توانند خداوند را ببینند. و اگر منظور قرآن یا پیامبر صلی الله علیه وسلم از دیدن (هدف از دیدار خداوند فقط صحبت کردن و ملاقت) می بود، چه لزومی داشت از این الفاظ واضح و تعابیر گویا استفاده کند اما معنای دیگری را در نظر داشته باشند!؟ چرا از لفظ "ناظر" استفاده شده، در حالیکه در هیچ قاموسی و در هیچ لهجه ای از اقوام عرب، "ناظر" به معنی دیدار و گفتگو نیامده است!! و چه لزومی داشت که پیامبر صلی الله علیه وسلم بفرمایند «شما بزودی آشکارا پروردگار تان را خواهید دید، چنانچه این مهتاب را می بینید» آیا برای ملاقات و گفتگو از عبارت "چنانچه این مهتاب را می بینید" استفاده می شود؟
متاسفانه بعضی از مبتدعین که اهل تعطیل و تحریف و صفات هستند و بیشتر از دید فلسفی و ملامی آیات را تفسیر می کنند، ادعا دارند که دیدن خدا در قیامت هم ممکن نیست، زیرا به قول آنها اگر کسی معتقد باشد که خدا با چشم دیده می شود او خدا را به جسم تشبیه کرده، در حالیکه این سخن باطلی است و هیچکس نگفته که چون خدا دیده می شود پس او جسم است! العیاذبالله از این سحن و اعتقاد! از عکرمه رحمه الله یکی از علما و مفسرین دوران شکوفایی اسلام درباره آیه: « لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ» (چشمها او را درنمییابند)، سؤال شد، در پاسخ گفت: آیا شما آسمان را نمیبینید؟ گفتند: چرا؟ گفت: آیا همه آن را میبینید و نگاهتان همه آن را احاطه میکند؟ گفتند: خیر! گفت: پس دیدن خداوند متعال در آخرت نیز اینچنین است. قتاده میگوید: «او بزرگتر از آن است که دیدگان او را دریابند». (انوارالقرآن).
علامه ابن عثیمین می گوید: « نفی درک کردن مستلزم نفی رؤیت نیست بلکه منظور این است که چشم ها او را می بینند ولی با دیدن او نمی توانند به او احاطه یابند هم چنان که عقل ها آن را می آموزند ولی به آن علم تسلط و احاطه نمی یابند زیرا درک کردن همان رؤیت از جهت احاطه است پس آن رؤیت خاص است و نفی خاص مستلزم نفی رؤیت مطلق نیست». "مختصر الأسئلة والأجوبة على العقیدة الواسطیة".
و مسئله ی دوم اینکه: اگر کسی منکر دیدن خداوند متعال با چشم سر شود، او منکر آیات قرآن و حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم شده که می فرماید: « إِنَّکُمْ ستَرَوْنَ رَبَّکُمْ عِیاناً کما تَرَوْنَ هَذَا الْقَمرَ » شما بزودی آشکارا پروردگار تان را خواهید دید، چنانچه این مهتاب را می بینید.
کسانی که منکر روئیت الله تعالی در قیامت هستند، و آنرا با معانی دلخواه خویش که موافق با اعتقادات و افکارشان است تفسیر و تاویل می کنند، در حقیقت از معنای آیات قرآن عدول کرده اند و آنها جزو فرق منحرفه ی معتزله و جهمیه و امثال آنها هستند.
والله اعلم